ابراهيم عاملي ( موثق )
72
تفسير عاملي ( فارسي )
نيكوكار مثل شخص مسافر كه به خانه خود برسد و بدكار مانند غلام فرارى . گفت : كاش مىدانستم آنجا چه دارم ؟ گفت : كار خودت را با كتاب خدا بسنج . پرسيد چگونه ؟ گفت . ( إِنَّ الأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ ) يعنى نيكان در خوشى هستند و بدكاران در آتش . سليمان پرسيد چه عملى بهتر است ؟ گفت انجام واجبات خوددارى از محرّمات . پرسيد گفتار عادلانه كدام است ؟ گفت : سخن حقّ نزد آنكه ازو بترسى يا طمعى بدارى . پرسيد زيركترين مردم كيست ؟ گفت : آنكه خود كار نيك بكند و مردم را بر آن بدارد . پرسيد عقيدهى تو در حكومت ما چيست ؟ گفت معافم كن سليمان گفت : مىخواهم از تو پندى بگيرم . گفت : پدران تو با زور شمشير نه با مشورت رضاى مردم حكومت را بدست گرفتند مردم را كشتند و رفتند و اى كاش مىفهميدى با آنها چه گفتار و رفتارى شد ؟ يكى از آن انجمن گفت : اى ابو حازم بد گفتى . ابو حازم گفت : تو دروغ ميگوئى زيرا خداوند در قرآن از علما پيمان گرفته است در اين آيه ( لَتُبَيِّنُنَّه لِلنَّاسِ وَلا تَكْتُمُونَه ) سليمان پرسيد اكنون راه اصلاح چيست ؟ گفت بامروز و فردا نيفكنيد ، مروّت پيشه كنيد و اموال مردم را بمساوات بخش نمائيد . گفت چه جور بگيريم ؟ جواب داد : از حلال و راه مشروع بگيريد و بشايسته و مستحقّش بدهيد . مثنوى در مجلَّد چهارم سزاى عمل بد را چنين گفته است : چون كه بد كردى بترس ايمن مباش زان كه تخم است و بروياند خداش چند گاهى او بپوشاند كه تا آيد آخر زان پشيمانى تو را بارها پوشد پى اظهار فضل باز گيرد از پى اظهار عدل * ( وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ ) * 43 - مجمع : دستور به ركوع ممكن است براى اين باشد كه در نماز جهودان ركوع نبود و براى آنها گفت : اين نماز مسلمين را بخوانيد كه ركوع دارد . و گفتهاند : مقصود حاضر شدن به جماعت است .